اخبار

مدیرعامل رتبه‌بندی اعتباری پایا تاکید کرد: رتبه‌بندی اعتباری لازمه تأمین مالی در بورس

۰۱

در بازار تأمین مالی از طریق اوراق، ترمزی به نام ضامن وجود دارد که یکی از مشکلات اصلی تأمین مالی از طریق بازارسرمایه است. در حال حاضر نظام تأمین ‌‌مالی مبتنی بر ضامن است؛ یعنی اینکه برای هر اوراق، یک ضامن وجود دارد که اصل و فرع اوراق را تضمین میکند. این باعث میشود که فرق شرکت خوب با شرکت بد در بازار مشخص نشود. اوراقی که یک شرکت ضعیف با نرخ اوراقی که یک شرکت خوب منتشر میکند، برای ناشر یکی است. به طور کلی این نرخ باید متفاوت باشد. در راقع ریسک اعتباری این دو شرکت متفاوت است و بازار باید این موضوع را بپذیرد. موارد مذکور بخشی از دیدگاههای قابل تامل یکی از مدیران و فعالان بازار سهام است. فرصتی فراهم شد تا نظرات رضا عیوضلو، مدیرعامل رتبهبندی اعتباری پایا را درخصوص آسیب شناسی برخی از مسائل برجسته بازار سرمایه جویا شویم.

  •  شرکت‌های رتبه بندی با چه اهدافی تاسیس می‌شوند؟

هدف شرکت‌های رتبه بندی اعتباری، ارزیابی ریسک اعتباری برای شرکت‌هایی است که تمایل دارند از طریق بازارسرمایه تأمین مالی کنند. همچنین ارزیابی ریسک نکول شرکت‌ها نیز مد نظر است، یعنی این که چه میزان احتمال می‌دهیم شرکت‌ها در پرداخت تعهداتشان ناموفق شوند.

  •   این اقدامات به چه صورت انجام می‌شود؟

با توجه به فاکتورهای موجود که در متدولوژی شرکت‌های رتبه بندی ذکر شده، شرکت‌ها در گروه‌های مختلف به لحاظ ریسک اعتباری طبقه بندی می‌شوند؛ این موضوع به نحوی است که درک ریسک نکول اوراق شرکت‌ها و مقایسه آنها برای عموم میسر شود.

  •  روند تاسیس رتبه بندی اعتباری پایا چگونه بود؟

سال ۹۵ سازمان بورس مقرراتی در حوزه رتبه بندی تصویب کرد. شرکت رتبه‌بندی اعتباری پایا در فروردین‌ماه سال۹۷ موافقت اصولی را از سازمان بورس اخذ کرد و در مهرماه سال گذشته این شرکت تاسیس شد. از اسفند ماه سال گذشته نیز فعالیت این شرکت با مجوز سازمان بورس و اوراق بهادار آغاز شد.

  •  چه میزان از اهداف مد نظر مجموعه محقق شده است؟

باتوجه به این‌که تنها ۹ ماه از فعالیت شرکت رتبه بندی پایا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذرد و هنوز فعالیت این شرکت یک‌ساله نشده، قضاوت کردن در این خصوص کمی‌دشوار است. به نظر چهار تا پنج سال طول می‌کشد تا این شرکت جا بیفتد و کارکرد خودش را برای بازارهای مالی آشکار کند.  اولین رتبه بندی شرکت پایا در فروردین ماه سال جاری انجام و در سایت قرار داده شد. این رتبه به عنوان اولین رتبه اعتباری در صنعت نیز محسوب می‌شود. همچنین برنامه شرکت این است که بحث رتبه‌بندی اعتباری را گسترش دهد.

  •  استفاده از تجارب مشاوران خارجی در راه اندازی مجموعه چگونه بود؟

صنعت رتبه بندی یک پدیده جدید برای کشورمان به شمار می‌آید. زمانی که می‌خواستیم این شرکت را تاسیس کنیم، می‌دانستیم چه می خواهیم، ولی جزئیات آن را نمی‌دانستیم. در زمان تاسیس هم سازمان گفته بود که یک شریک خارجی باید کنارمان باشد تا اصول انجام کار را از او یاد بگیریم و این واقعا کمک کرد. بر این اساس ما به سراغ یک شرکت رتبه بندی اعتباری رفتیم اصول کار را از او یاد گرفتیم. می‌توانم بگویم که برای شروع، یک کمک خیلی خوبی بود، ولی پیشرفت این اقدام به خود ما بر می‌گردد که چقدر بومی‌سازی کنیم. برای شروع حتی قراردادها را با مشورت آن‌ها می‌بستیم. در کل الزام وجود مشاوران خارجی در شرکت‌های رتبه‌بندی اقدام خوبی بود و این مشاوران توانستند دانش خود را به مدیران شرکت‌های رتبه بندی انتقال دهند. در مجموع مشاوره خارجی شرکت ما، شرکت رتبه‌بندی اعتباری ترکیه‌ای است و در ترکیه فعالیت می‌کند که انتقال دانش‌ از آن‌ها به خوبی صورت گرفت.

  •  چشم انداز صنعت رتبه بندی در اقتصاد ایران و بازار سرمایه را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظرم چشم‌انداز صنعت رتبه‌بندی در بازارسرمایه و اقتصاد کشور مثبت است. باید گفت صنعت رتبه‌بندی با صنعت تأمین‌مالی گره خورده و رشد آنها منوط به یکدیگر است.

  •  رتبه‌بندی در بازارهای مالی چه جایگاهی دارد؟

مشکلاتی که در سال‌های اخیر گریبان‌گیر نظام بانکی شده، حجم قابل توجه دارایی‌های نامناسب در ترازنامه بانک‌هاست. بعضا مؤسسات اعتباری ریسک اعتباری وام گیرندگان را در پرداخت وام در نظر نمی‌گیرند که باعث شده تا حجم مطالبات غیر‌جاری بانک‌ها به شدت افزایش پیدا کند. این موضوع در صورت‌های مالی بانک‌ها قابل مشاهده است. می‌توان گفت زیان انباشته وحشتناک در ترازنامه بانک‌ها و همینطور خالص وام دهی یا وام گیری منفی بانک‌ها، مؤید این نکته است. این موضوع نشان می‌دهد که تسهیلات نامناسبی وجود دارد و آن هم ناشی از آن بوده که ریسک اعتباری ناشران درنظر گرفته نشده است. در کنار این موضوع، صنعت اوراق بهادار رشد خیلی خوبی داشت و تأمین مالی از این طریق افزایش قابل ملاحظه ای یافت. در حال حاضر کل اوراق بدهی منتشر شده، حدود ۱۲۵ هزار میلیارد تومان است. این عدد را اگر با تسهیلاتی که نظام بانکی پرداخت کرده است مقایسه کنیم، سال ۹۵، سه درصد تسهیلات بود و در ۹۸ حجم اوراق به حجم تسهیلات به ۸ درصد رسید که نشان می‌‌هد که میزان تأمین‌مالی از طریق اوراق بهادار افزایش یافته است. ناگفته نماند در اوراق بدهی سهم دولت بیشتر است، اما باز ایرادی ندارد؛ چون نشان می‌دهد این یک صنعت رو به رشد است. همچنین در سال ۸۸ حجم دارایی‌هایی که صندوق‌ها مدیریت می‌کردند نسبت به حجم دارایی بانک‌ها، یک در هزار بود، ولی در حال حاضر این نسبت به ۹ درصد رسیده که پتانسیل بالای بازار سرمایه را نشان می‌دهد.

  •   وضعیت بازار سرمایه در خصوص تأمین مالی را چگونه می‌بینید ؟

صندوق‌های سرمایه‌گذاری کم کم در مقایسه با بانک‌ها بزرگتر می‌شوند و تصور بر این است که این عدد خیلی بیشتر می‌تواند باشد و الان می‌توانست بیشتر رشد کند. اما سازمان بورس ملاحظاتی دارد، و آن هم بخاطر ریسک سیستماتیک بازار است. در واقع از سوی سازمان بورس برای مجموع دارایی تحت مدیریت مدیران دارایی در صندوق‌های سرمایه‌گذاری سقفی تعیین شده است وگرنه شاید عددهای صندوق‌های سرمایه گذاری خیلی بیشتر می‌شد. بخشی از آن مربوط به ساختار کارآمد این صندوق‌های سرمایه‌گذاری است و ساختار کارآمد این صندوق‌ها هم به ماهیت خود صندوق‌ها برمی‌گردد. بخشی دیگر هم به نظارت‌های کار آمدی که برروی صندوق‌ها وجود دارد بر می‌گردد. می‌توانم به جرات ادعا کنم نظارت سازمان بورس به مراتب کاراتر از نظارت سایر نهادهای نظارتی است و این موضوع به تداوم سلامت و ثبات بازار سرمایه کمک می‌کند. در بازار تأمین مالی از طریق اوراق ترمزی به نام ضامن وجود دارد که یکی از مشکلات اصلی تأمین مالی از طریق بازارسرمایه است. در حال حاضر نظام تأمین ‌‌مالی مبتنی بر ضامن است؛ یعنی این‌که برای هر اوراق، یک ضامن وجود دارد که اصل و فرع اوراق را تضمین می‌کند. این باعث می‌شود که فرق شرکت خوب با شرکت بد در بازار مشخص نشود. اوراقی که یک شرکت ضعیف با نرخ اوراقی که یک شرکت خوب منتشر می‌کند، برای ناشر یکی است. به طور کلی این نرخ باید متفاوت باشد. در راقع ریسک اعتباری این دو شرکت متفاوت است و بازار باید این موضوع را بپذیرد.

  •  اگر این اتفاق شکل بگیرد،  چه تاثیری بر رشد بیزینس صنعت رتبه بندی خواهد داشت؟

تحقق موضوع مذکور آثار مستقیم بررونق صنعت رتبه بندی دارد. البته نهاد نظارتی می‌گوید هر اوراقی که می‌خواهد منتشر شود، باید ضامن بانکی داشته باشد. این امر از یک سو هزینه‌های تأمین مالی را افزایش می‌دهد. در واقع ضامن،کارمزدی مطالبه می‌کند که هزینه‌های انتشار را بیشتر می‌کند. از سوی دیگر بحث تأیید ضامن یک فرآیند خیلی پیچیده‌ای دارد که آن هم باعث می‌شود مدت زمان تأمین مالی به مراتب افزایش پیدا کند.در حال حاضر برای تأمین‌مالی بیشترین زمانی که از یک تأمین سرمایه گرفته می‌شود، گرفتن نامه موافقت اصولی و قبولی سمت ضامن از بانک است. چون بانک باید گزارش بنویسد، بررسی کند و بانک‌مرکزی باید اجازه دهد که یک بانکی ضامن اوراق شود، بازار سرمایه در این خصوص استقلال لازم را ندارد. اگر این ضمانت برداشته شود، به شرکت‌هایی که توان اعتباری خوبی دارند، اجازه داده می‌شود که تأمین مالی بدون اینکه ضامن داشته باشند، انجام دهند.

  •  آیا بازار این کار را می‌پذیرد؟

یکی از چالش‌ها این است که بازار را به اوراق با ضامن عادت داده ایم. نکته اینجاست که آیا این کار واقعا درست است؟ یعنی این که ما یک بانک را پشت یک اوراقی بگذاریم.  اگر بخواهیم نظام مالی را به صورت یک نظام کل ببینیم، باز هم این کار به نظرم درست نیست. چون ما ریسک اعتباری شرکت‌ها را به گردن بانک‌ها می‌اندازیم، بانک‌هایی که شرایط آنها خیلی خوب نیست و ریسک‌هایی که به آن‌ها تحمیل می‌کنیم، می‌تواند حال بدشان را بدتر کند. باید بازار را عادت دهیم که به ریسک نکول توجه کندکه اگر اوراق یک شرکتی خریداری می‌شود، ‌نگاهی هم به ریسک نکول داشته باشد. همچنین سازمان بورس باید برای شرکت‌هایی که خوش نام هستند و همواره اوراق منتشر کرده اند مزایایی در نظر بگیرد. تاکید می‌کنم که به این صنعت خوش بین هستم، بازار تأمین مالی از طریق اوراق خوب رشد می‌کند و رشد بیشتر آن منوط به این است که گره ضمانت اوراق باز شود.

  •  سازمان بورس باید چه نظارتی داشته و چه وظایفی دارد که تأمین مالی بیشتر از طریق بازار سرمایه انجام شود؟

سازمان بورس کاری که می‌تواند انجام دهد این است که امکان تأمین مالی از طریق اوراق رتبه بندی شده را فراهم کند. در حال حاضر از یک نظام تأمین‌مالی مبتنی بر ضامن، به یک نظام تأمین مالی مبتنی بر بازار حرکت می‌کنیم که خوب است و می‌تواند کارایی بازار تأمین مالی از طریق اوراق را افزایش دهد. البته در این روند سازمان بورس هم نگران ریسک نکول اوراق بهادار است. نگران این است مبادا یک اوراقی بدون ضامن منتشر شود و به اتفاق ناخوشایندی در بازار منجر شود. به نظر هدایت سرمایه‌های خرد حتی در بحث اوراق بهادار با درآمد ثابت به سوی صندوق های با درآمد ثابت نیز یکی از راهکارهاست. صندوق‌های سرمایه‌گذاری با تنوع بخشی بهتر می‌توانند ریسک نکول را مدیریت کنند. حتی در صورت وقوع یک رویداد ناخوشایند، صندوق سرمایه‌گذاری قدرت پیگیری بهتری نسبت به سرمایه‌گذاران خرد دارد. بنابراین نهاد ناظر می‌تواند این دغدغه و نگرانی‌ها را مدیریت کند. مادۀ ۲ قانون بازار اوراق بهادار اشاره می‌کند شورای بورس و سازمان بورس با هدف ساماندهی، حفظ و توسعه بازار شفاف، منصفانه و کارای اوراق بهادار، تشکیل شده اند. یعنی کارایی یکی از فلسفه‌های وجودی نهاد نظارتی است. مکانیزم حاضر از کارایی کمتری برخوردار است. همان طور که اشاره شد، چون ضامن وجود دارد، شرکت خوب و بد هر دو ریسک اعتباری مشابهی برای بازار داشته و نرخ مشابهی دارند. این موضوع با کارایی تخصیص همخوانی ندارد. در حالی که مکانیزم تأمین مالی مبتنی بر بازار می‌تواند کارایی بازار تأمین مالی از طریق اوراق را افزایش دهد.

  •  موسسات رتبه‌بندی باید چه اقدامات قابل توجهی را در این خصوص مدنظر قرار دهند؟

در شرکت‌های رتبه بندی استقلال بسیار مهم است، یعنی اینکه ما خوب را خوب بگوییم و بد را بد. باید این استقلال را در کار خود حفظ کنیم. به هیچ وجه اجازه ندهیم، هیچ مسئله ای استقلال حرفه ای را تحت تاثیر قرار دهد. همچنین باید یک اعتماد عمومی‌به بازار اوراق جلب شود.

  •  چالش‌های عمده تأمین مالی را در چه مواردی می‌دانید؟

خریداران اوراق عادت کرده اند به اوراق با ضامن، این عادت چالش اصلی بازار است. ما چند سال پیش فکر می‌کردیم اوراق زیر ارزش اسمی‌معامله نمی‌شود. حتما از رسانه‌ها هم می‌شنیدید اوراق شرکت‌ها یا اوراق دولت با ارزش اسمی‌صد هزار تومان قابل بازخرید به قیمت اسمی‌در شعب بانک‌ها بود. به این ترتیب ریسک نوسان نرخ سود را به نهادهای مالی منتقل می‌کردیم. سرمایه‌گذار به اوراق با این دید نگاه می‌کرد که این اوراق را ۱۶ درصد خریداری کرده ام و هرزمان اراده کنم می‌توانم با قیمت خرید یا ارزش اسمی‌اوراق را تبدیل به وجه نقد کنم. این باور ادامه داشت تا این‌که در سال‌های اخیر سازمان بورس اجازه داد اوراق با بازارگردانی و با قیمتی متفاوت از ارزش اسمی‌اش معامله شود. این اتفاق باعث شد تا خریداران اوراق به ریسک نوسان نرخ بهره توجه کنند. سرمایه‌گذار سال گذشته اوراق را با ۱۸ درصد خریداری کرده و اکنون بر اساس سیاست‌های بانک مرکزی نرخ بهره به ۲۰ درصد رسیده است. او باید قبول کند که دیگه نمی‌تواند اوراق رو با قیمت خریدش تو بازار بفروشد. به عقیده بنده بازار را باید عادت دهیم که ریسک اعتباری را هم بپذیرد.سرمایه‌گذار وقتی بر روی اوراقی سرمایه‌گذاری می‌کند، حتما باید ریسک نکول را خودش بپذیرد، نباید ریسک نکول را به گردن یک نهاد مالی، بانک، هلدینگ یا تأمین سرمایه دیگر بیندازیم.

  •   وضعیت نظام رتبه بندی در بازار پول را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

یکی از مشکلاتی نظام بانکی این است که تسهیلات نامناسبی دارند و ریسک افرادی که وام گرفته اند را در نظر نگرفته‌اند. بانک مرکزی هم اخیرا به این فکر افتاده که بانک‌ها را ملزم کند که این ریسک را ارزیابی کنند. بانک‌ها هرکدام یک بخش اعتباری داشتند که شرکت‌ها را ارزیابی می‌کردند. بانک اگر خودش ارزیابی کند، ممکن است که سوگیری داشته باشد، ولی وقتی یک شخص مستقل ارزیابی کند و به اتکای آن ارزیابی بخواهد تسهیلات دهد، این یک مسئله دیگری است که تصویر بهتری از ریسک اعتباری را به بانک می‌دهد.این مسئله در حوزه پولی خیلی نمود پیدا می‌کند. در پایان سال گذشته یک آیین نامه‌ای به تصویب رسید تحت عنوان آیین نامه پیشگیری از انباشت مطالبات غیر جاری بانک‌ها. این آیین نامه بانک‌ها را مکلف می‌کند که وقتی به شخصی یا شرکتی وام می‌دهند، حتما گزارش اعتبارسنجی از شرکت‌های اعتبار سنجی یا گزارش رتبه بندی از شرکت‌های رتبه بندی اعتباری دریافت کنند. در این حوزه دو دسته شرکت وجود دارد؛ یکی شرکت‌های اسکورینگ هستند و دیگری شرکت‌های رتبه بندی اعتباری. حالا فرق چیست؟ اسکورینگ، یک نمونه از شرکت مشاوره رتبه بندی ایران است که براساس سوابق قبلی اشخاص به آنها یک‌امتیازی می‌دهد و بیشتر گذشته نگر است.

  •  ریتینگ‌ها یا همان شرکت‌های رتبه بندی چه کارهایی انجام می‌دهند؟

کار ریتینگ‌ها آینده نگری است. یعنی ما با بررسی صورت‌های مالی و با ارزیابی یکسری معیارهایی کیفی و همچنین بررسی سابقه گذشته که خروجی شرکت‌های اعتبارسنجی است، سعی می‌کنیم که شرکت‌ها را در طبقات مختلف بگذاریم. پس کار ما بیشتر آینده نگر است و کار اسکورینگ، گذشته نگر است. ما بیشتر در حوزه اشخاص حقوقی فعالیت می‌کنیم، اسکورینگ‌ها هم سابقه اشخاص حقیقی و حقوقی را دارند و به راحتی می‌توانند در هر دو حوزه کار کنند. آیین نامه سنجش اعتبار هم اشاره می‌کند که حتما بانک ها از گزارشات شرکت‌های اعتبار سنجی استفاده کنند.منظور از شرکت‌های اعتبار سنجی همان شرکت‌های اسکورینگ است. اگر شرکت رتبه بندی اعتباری بخواهد در این حوزه ورود پیدا کند، می‌تواند مجوز بگیرد و در آن حوزه هم کار کند.

  •  در خصوص وضعیت شرکت‌های رتبه‌بندی ایرانی و خارجی چه نظری دارید؟

درست است که ما از حضور شرکت‌های رتبه بندی اعتباری خارجی بهره مند هستیم، ولی ما رتبه بین المللی نمی‌دهیم. شرکت‌ها می‌توانند به واسطه رتبه اعتباری که به آنها می‌دهیم در داخل کشور اوراق منتشر کنند. یکی از محدودیت‌های اساسی در زمان کنونی که تحریم‌ها حاکم هستند،  در حوزه بازار بدهی و همکاری با رتبه بندی‌های بین المللی است.

  •  چه پیشنهادی برای سرمایه‌گذاران دارید؟

سوال شما را اینگونه جواب می‌دهم که درحوزه اوراق بهادار با درآمد ثابت چه کار کنند؛ یعنی این‌که اگر روزی اوراق با رتبه اعتباری بدون ضامن آمدند، چه کار کنند؟ توصیه به سرمایه‌گذاران این است که در بازار سعی کنند از طریق صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، سرمایه‌گذاری کنند. چون آنها خودشان از اوراق مختلف و سپرده بانکی و سهام پرتفوی متنوعی دارند که می‌توانند ریسک اعتباری و نرخ بهره را به درستی ارزیابی و مدیریت کنند، ولی شاید این قضیه برای سرمایه‌گذار خرد میسر نباشد.

مژده ابراهیمی – هفته نامه اطلاعات بورس 

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن