دومین همایش

دو مشکل کلیدی در راه تامین مالی

طبیعتا با توجه به مشکلاتی که شبکه پولی کشور با آنها روبرو شده، انتظار این بود که نقش بازار سرمایه در تامین مالی بنگاه‌ها و پروژه‌ها افزایش پیدا کند. البته دلیل خوبی نیست و نباید گفت که به دلیل قفل‌شدگی شبکه پولی کشور باید به این سمت حرکت کنیم. اما از سال‌ها پیش اقتصاددان‌های کشور مرتب توصیه کردند که بهتر است ما به ارتقای نقش بازار سرمایه در اقتصاد کشور فکر کنیم. ولی به هر حال شاید ناخواسته، اما در نهایت به سمت توسعه بازار بدهی حرکت کرده‌ایم و ابزارهای بازار سرمایه را برای اینکه نقش تامین مالی را انجام دهند، تا حدی توسعه داده‌ایم که باید این روند را ادامه دهیم.

به طور طبیعی مثل سایر نقاط دنیا وقتی در مورد بازار سرمایه صحبت می‌کنیم، به طور عمده تامین مالی‌های بزرگ مد نظر است؛ بنابراین باید بنگاه‌های بزرگتر که از شفافیت بیشتر و سلامت مالی بهتری برخوردارند و پروژه‌هایی که اهمیت بیشتری داشته  و دارای منافع مختلف اقتصادی و اجتماعی هستند، از طریق بازار سرمایه تامین منابع شوند تا علاوه بر افزایش شفاف دهی منافع آنها به تعداد بیشتری از مردم و سرمایه‌گذاران برسد.

اگرچه همواره بر استفاده از ظرفیت‌های بازار سرمایه  برای تامین مالی  تاکید می شود، اما باید گفت که بسیار دیرهنگام به بازار سرمایه توجه شد؛ نظرها زمانی به بازار جلب شد که تامین مالی از سمت منابع بانکی و بودجه‌ای تقریبا غیرممکن شده بود. شاید توجه به بازار سرمایه در شرایط اجبار صورت گرفت، ولی امروز یک فرصت تاریخی فراهم شده که شخص رییس جمهور، سران سایر قوا و حتی رهبری به افزایش نقش بازار سرمایه در تامین مالی پروژه‌های کشور اشاره کرده‌‌اند. این توجهات می تواند کمک کننده باشد و فرصت‌های مغتنمی را فراهم آورد.  بازار سرمایه در مجموع از بخش‌های چابک کشور ما است. هرچند به هرحال اشکالاتی که در بسیاری از بخش‌های اقتصادی کشور وجود دارد، در بازار سرمایه نیز مشاهده می‌شود، اما در مجموع از سایر بخش‌های اقتصادی کشور شفاف‌تر و چابک‌تر است. می توان گفت در شرایط کنونی بیشتر بسترها آماده‌اند، و با این حال جای توسعه بسیار زیادی دارد. ابزارهای مدیریت ریسک ما علاوه بر این که چندین سال از سوی کارشناسان مورد تاکید قرار گرفته بود، اما هنوز یا راه اندازی نشده و یا به صورت محدود کار خود را آغاز کرده است. هرچند که گفتنی است، این راه‌اندازی‌ها تا به اینجای کار چندان موفق و کمک کننده نبود. از طرفی هم نوسانات اقتصادی و ریسک‌های سیاسی در داخل و ریسک‌های بین المللی، دائما سرمایه گذاران را با فرآیند ریسک و بازده روبرو می‌کند. به طور طبیعی سرمایه گذارانی که وارد بازار می‌شوند، با ریسک آشنایی دارند. اما در نهایت می‌خواهند با ریسک‌هایی کنترل شده روبرو شوند و گاهی این ریسک‌ها از اندازه طبیعی خود بیشتر شده و سرمایه‌گذاران را از بازار سرمایه فراری می‌دهد.  همچنین دو مشکل کلیدی در این مسیر وجود دارد؛ اول آنکه سیاست گذاران ما با سازوکارهای بازار سرمایه آشنا نیستند و اگر چه گفته‌های آنها چیز دیگری را نشان می‌دهد، اما لزوما سیاست‌های آنها در جهت حمایت از بازار سرمایه نیست. دومین نکته هم این است که بخش عمده مردم با ابزارهای موجود در این بازارها روبرو نیستند و همچنان شبکه بانکی را برای سرمایه گذاری و سپردن پس اندازهای خود می شناسند.

 

  • سعید اسلامی، دبیرکل کانون نهادهای سرمایه گذاری
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن